من از اینکه پیر شوم ناراحتم!!

من از اینکه پیر شوم ناراحتم!!


فرد مسن ,پیر شدن,سالخوردگان

آیا این اعتقاد صحیح است که با بالا رفتن سن و پیر شدن انسان، توان کار و فعالیت از او گرفته می شود؟ در جواب باید گفت بله با افزایش سن، انسان دیگر همچون سابق توان کار و فعالیت، به ویژه فعالیت های یدی را ندارد اما آیا فکر و اندیشه و تجربیات او نیز مانند جسم او کم توان خواهد شد و نمی توان از فکر و اندیشه فرد مسن بهره جست؟

اگر پاسخ این سوال نیز بله باشد باید گفت در این صورت فرد مسن هیچگونه جایگاهی در میان دیگر افراد نخواهد داشت چرا که توان برآوردن نیاز خویش و دیگران را نداشته و وجودش جز رنج و زحمت حاصلی ندارد.

منفعت طلبی
لازم به ذکر است، در قسمت بالا دیدگاهی که نسبت به وجود سالخوردگان بیان گردید از یک تفکر مادی گرایانه و منفعت طلبانه ناشی می گردد چرا که در این دیدگاه ها فرد صرفا به دنبال نتایج مادی در زندگی خویش بوده و جز منافع خویش به امر دیگری نمی اندیشد با کنار گذاشتن این دیدگاه و مواجه شدن با واقع، متوجه امری فرای این نظرگاه می شویم و آن این است که حضور سالخوردگان و وجودشان برکات و نعمتهایی با خود به همراه دارد . کتاب شریف نهج البلاغه به نکته ارزشمندی در این باب اشاره داشته است.
 
نهج البلاغه و تجربه پیران
امام علی علیه السلام، درود خدا بر او، فرمود: اندیشه پیر در نزد من از تلاش جوان خوشایندتر است. (و نقل شده که تجربه پیران از آمادگى رزمى جوانان برتر است) (نهج البلاغة / ترجمه دشتى / حکمت 86)

 آنچه یک پیر و سالخورده را از دیگران متمایز ساخته و در میان همگان برجسته می سازد فکر، اندیشه و تجربه اوست، امری که در موفقیت و کامیابی حرف اول را می زند. امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به فرزندش محمد حنفیه فرمود: هر که نظرات مردم را مورد دقت قرار دهد نکات خطاء را مى‏شناسد، و هر که در کارى عجولانه داخل شود بدون اینکه به عواقب کارها نظر افکند به سختى حوادث دچار گردد. تدبیر قبل از عمل تو را از پشیمانى ایمن مى‏گرداند. و عاقل کسى است که تجربه‏ها او را اندرز دهد، و دانش برتر در تجربه‏ها است. و در دگرگونى وقایع گوهر مردان شناخته مى‏شود. (جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت / 151 )

همانگونه آن حضرت اشاره داشته ‌اند عاقل کسی است که تجربه ها او را اندرز دهند و در این میان چه کسانی بیشتر از سالخوردگان تجربه دیده و عاقل تر. و سخن در ارزش تجربه همین بس که « بخدا اگر براى یک آدم از شماها دو جان بود تا با یکى نبرد میکرد و تجربه مى‏آموخت و با دیگرى زنده مى‏ماند (و نتیجه‏گیرى میکرد) و آنچه را آزمایش کرده بود بکار مى‏بست (چه خوب بود) ولى هر کس را یک جان بیشتر نیست و چون به در رفت جاى توبه و پشیمانى و جبران خطائى که مرتکب شده است نمى‏ماند. (الروضة من الکافی یا گلستان آل محمد/ترجمه کمره‏اى/ ج‏/2 116 ) گویا سعدى از اینجا گرفته و گفته است:

مرد خردمند هنرپیشه را عمر دو بایست در این روزگار
تا به یکى تجربه‏ آموختن‏ با دیگرى تجربه‏ بردن بکار


رفتار به شیوه پیران
پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: بهترین جوانان شما کسانى هستند که به شیوه پیران رفتار نمایند و برترین پیران شما کسانى هستند که به شیوه جوانان رفتار کنند. (إرشاد القلوب / ترجمه سلگى / ج‏1 / 120 )

در این روایت از پیامبر اکرم صلوات الله علیه نیز می توان به برکت وجود پیران و نقش به سزای آنان در اجتماع اشاره داشت در شرح و بسط این روایت می توان به این مسائل اشاره داشت که مراد از شیوه پیران، استفاده از تجربه، رأی و اندیشه در عمل است، به گون�� ای که در اتخاذ تصمیمات گرفتار غرور و احساسات نشده و منطقی ترین تصمیم را اتخاذ کرد. و اینگونه به نظر می رسد که مراد از شیوه جوانان شور و نشاط، امید و پویایی آنان در زندگی است چرا که یک جوان مرگ را از خود دور می پندارد و بدین وسیله درصدد رسیدن به خواسته های خویش است و چه نیکوست که سالخوردگان ما نیز با دیدن علایم پیری دست از زندگی نشسته همچنان امیدوارانه به دور از هر گونه یأس و ناامیدی و افسردگی به زندگی پویای خویش ادامه دهند.
بزرگان گفته‏اند: پیرى، پیک مرگ و آغاز فنا و فرستاده مرگ و قطع‏کننده آرزوها و نخستین مرحله آخرت و رهنماى انتقال و اندرزگویى خوش زبان است و براى نادان بیم دهنده، و براى خردمند مژده دهنده و علامت وقار و لباسى فاخر براى بزرگان و مرکبى راهوار براى مرگ است و دوران جوانى، چون خفته مى‏ماند، (که در رویا به سر مى‏برد و از واقعیتها بى‏خبر است)


پیرى‏ یا پیک مرگ‏
پیرى، پیک مرگ و آغاز فنا و فرستاده مرگ و قطع‏کننده آرزوها و نخستین مرحله آخرت و رهنماى انتقال و اندرزگویى خوش زبان است و براى نادان بیم دهنده، و براى خردمند مژده دهنده و علامت وقار و لباسى فاخر براى بزرگان و مرکبى راهوار براى مرگ است و دوران جوانى، چون خفته مى‏ماند، (که در رویا به سر مى‏برد و از واقعیتها بى‏خبر است). از عابدى پرسیدند: باقیمانده عمر را براى چه چیزى دوست مى‏دارى؟ گفت: براى گریه کردن بر گناهان گذشته‏ام. (إرشاد القلوب / ترجمه سلگى / ج‏1/ 119 ) بله پیری برای نادان پیک مرگ و بیم دهنده است چرا که به واسطه جهل و نادانی اش ایام جوانی را به باد داده و اینک پایان آرزو را نزدیک می بینند و اینگونه است که از مرگ می هراسد و در مقابل فردی که عمری را در جهت رضای پروردگار خویش گام برداشته مرگ پیری سفیر کامیابی و لحظه شمار وصال او به محبوب یگانه اش است. عجلان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: سه گروه را خداوند بدون حساب به بهشت برد: امام عادل، تاجر راستگو، پیرى که عمر خود را در طاعت خدا بسر برده است. (ثواب الأعمال / ترجمه غفارى / 299 )

پیری و سالخوردگی ظهور و جلوه ناتوانی و فرسودگی نیست بلکه تجلیگاه و خواستگاه اندیشه ها و تجربیاتی است که می تواند هدایتگر و نجاتبخش باشد. خدا جوانى و پیرى را با هم رحمت کند، زیرا جوانى که رفته جالب بود و پیرى هم که جاى آن آمد خوب است. (دیوان أمیر المومنین علیه السلام / 331 )
افسوس که أیّام جوانى بگذشت                      ‏ أحوال دلم چنانکه دانى بگذشت‏
از مشرق مرگ صبح پیرى بدمید                       اوقات سرور و کامرانى بگذشت‏
منبع: تبیان

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه